معانی کلمه : کشتبان
لغت نامه دهخدا
کشتبان. [ ک ِ ] ( اِ مرکب ) زارع. ( آنندراج ) :
نه بهر عبره کردن کشتبان را قسمت غله
نه بهر باج خواهی کاربان را رحمت عامل.
نه بهر عبره کردن کشتبان را قسمت غله
نه بهر باج خواهی کاربان را رحمت عامل.
فرهنگ عمید
۱. زارع، کشاورز.
۲. نگهبان مزرعه.
۲. نگهبان مزرعه.
فرهنگ معین
(کِ ) (ص مر. ) زارع ، دهقان .
فرهنگ فارسی
زارع، کشاورز، نگهبان مزرعه
( صفت ) ۱ - نگهبان مزرعه . ۲ - زارع کشاورز .
( صفت ) ۱ - نگهبان مزرعه . ۲ - زارع کشاورز .
