معانی کلمه : کشتیبان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ناخدا، رانندۀ کشتی، ملاح.
فرهنگ معین
(کِ ) (ص مر. اِمر. ) ناخدا، ملاح .
فرهنگ فارسی
(ادبی) ناخدا
ناخدا، راننده کشتی، ملاح
( اسم ) فرمانده کشتی ناخدا ملاح : چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان ? چه باک از موج بحر آنرا که باشد نوح کشتیبان ? ( گلستان )
( اسم ) فرمانده کشتی ناخدا ملاح : چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان ? چه باک از موج بحر آنرا که باشد نوح کشتیبان ? ( گلستان )
دانشنامه عمومی
جملات نمونه
کشتیبان را سیاستی دگر آمد
the helmsman decided on a different course of action
(سعدی) ...چه باک از موج بحر آنرا که باشد نوح کشتبان؟
... who fears the waves of the sea if Noah is the captain?
مترادف و متضاد
ملاح، ناخدا، ناوبان، ناوخدا، ناودار، ناوران
