کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ژاژخای | کلماتور
معانی کلمه : ژاژخای
تلفظ بین المللی :
/ʒˈɑʒxˈɑje/
تلفظ :
[Z'AZx'Aje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
طیان ژاژخای
ژاژخایی
ژاژخایی کردن
ژاژخاییدن
ژاژخا
ژاژدرای
ژاژدهی
ژاژدرایی
ژاژخوار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ژاژخای .
(اِخ ) لقب طیان شاعر. رجوع به ژاژخا و طیان شود.
ژاژخای .
(نف مرکب ) رجوع به ژاژخا شود
:
دل به بیهوده ای مکن مشغول
که فلان ژاژخای می خاید.
ناصرخسرو.
ژاژخای. ( نف مرکب ) رجوع به ژاژخا شود : دل به بیهوده ای مکن مشغول که فلان ژاژخای می خاید.ناصرخسرو.ژاژ...
فرهنگ فارسی
یاوهگو
( صفت ) ۱ - خاینده گیاه موسوم به ژاژ ۲ - بیهوده گوی ترفندباف .
لقب طیان شاعر است .
کلمات مرتبط
طیان ژاژخای
ژاژخایی
ژاژخایی کردن
ژاژخاییدن
ژاژخا
ژاژدرای
ژاژدهی
ژاژدرایی
ژاژخوار
نظرات