کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ژاژخا | کلماتور
معانی کلمه : ژاژخا
تلفظ بین المللی :
/ʒˈɑʒxˈɑ/
تلفظ :
[Z'AZx'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ژاژخای
ژاژخایی
ژاژخایی کردن
ژاژخاییدن
طیان ژاژخای
ژاژخوار
ژاژا گابور
محدوده باستانی ژاژاله
ژالاپ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
ژاژخا.
(اِخ ) ژاژخای . لقب طَیّان شاعر. رجوع به طیّان شود
:
صبح حَسّان مصطفائی کو
تا ثناهای غم زدا آرد
زانکه مقبول مصطفی نشود
آنچه طیان ژاژخا آرد.
انوری .
ژاژخا. (نف مرکب ) ژاژخای . بیهوده گوی . بیهده گوی . ول گوی . هرزه درای . هرزه گوی . هرزه سرای . هرزه لای . لک درای . خام درای . کسی که سخن ب...
فرهنگ عمید
کسی که سخن بیهوده و بی معنی بگوید، بیهوده گو، یاوه سرا: تٲمل کنان در خطا و صواب / بِه از ژاژخایان حاضرجواب (سعدی۱: ۱۵۴ ).
فرهنگ معین
(ی ) (ص فا. ) بیهوده گوی .
فرهنگ فارسی
لقب طیان شاعر است .
( صفت ) ۱ - خاینده گیاه موسوم به ژاژ ۲ - بیهوده گوی ترفندباف .
مترادف و متضاد
بیهودهگو، هرزهدرا، هرزهلاف، ، یاوهدرا، یاوهسرا
کلمات مرتبط
ژاژخای
ژاژخایی
ژاژخایی کردن
ژاژخاییدن
طیان ژاژخای
ژاژخوار
ژاژا گابور
محدوده باستانی ژاژاله
ژالاپ
نظرات