کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چسپیده | کلماتور
معانی کلمه : چسپیده
تلفظ بین المللی :
/tʃaspˈideː/
تلفظ :
[tSasp'ide:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فرایند رشد چسبیده
به پوست چسبیده
بهم چسبیده
بهم چسبیده بودن
پوست بتن چسبیده
چسبیده بتن
چسبیده کار
محکم چسبیده
چسبیده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
چسپیده. [ چ َ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) متصل شده و سریشمی شده. ( ناظم الاطباء ). دوسیده. ملتصق. || پیوسته شده و ملحق گشته. ( ناظم الاطباء ). || مایل و راغب شده. || مشغول شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چسپیدن شود.
فرهنگ فارسی
متصل شده و سریشمی شده یا پیوسته شده و ملحق گشته .
کلمات مرتبط
فرایند رشد چسبیده
به پوست چسبیده
بهم چسبیده
بهم چسبیده بودن
پوست بتن چسبیده
چسبیده بتن
چسبیده کار
محکم چسبیده
چسبیده
نظرات