کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بهم-چسبیده-بودن | کلماتور
معنی کلمه : بهم چسبیده بودن
تلفظ بین المللی :
/bˈeham tʃasbˈideː bˈuːdan/
تلفظ :
[b'eham tSasb'ide: b'u:dan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بهم چسبیده
گل بهم چسبیده
به پوست چسبیده
بهم چسبیدن
دوقلوی به هم چسبیده
چسبیدن به
چسبیدن به کسی
به دل چسبیدن
دودستی به چیزی چسبیدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
adhere
(فعل)
وفا کردن، متفق بودن، جور بودن، چسبیدن، پیوستن، وفادار ماندن، هواخواه بودن، طرفدار بودن، توافق داشتن، بهم چسبیده بودن
کلمات مرتبط
بهم چسبیده
گل بهم چسبیده
به پوست چسبیده
بهم چسبیدن
دوقلوی به هم چسبیده
چسبیدن به
چسبیدن به کسی
به دل چسبیدن
دودستی به چیزی چسبیدن
نظرات