Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چامیدن

تلفظ بین المللی : /tʃˈɑmidˌan/ تلفظ :‌ [tS'Amid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • چامین
  • چاویدن
  • چاپیدن
  • چاییدن
  • چمیدن
  • دهن چاییدن
  • چاهیدن
  • چاشیدَن
  • چاییدَن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

چامیدن. [ دَ ] ( مص ) شاشیدن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بول کردن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کمیز انداختن. ( ناظم الاطباء ). ادرار کردن. و رجوع به چامین شود. || دمیدن. || وزیدن. ( ناظم الاطباء ). || رفتار بناز. چمیدن مخفف چامیدن است. ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ عمید

چمیدن؛ خرامیدن.

شاشیدن؛ ادرار کردن.

شاشیدن، ادرار کردن.
چمیدن، خرامیدن.

فرهنگ معین

(دَ )(مص ل . )۱ - شاشیدن .۲ - خرامیدن .

مترادف و متضاد

۱. ادرار کردن، شاشیدن
۲. ریدن، غایط کردن
۳. سرگینانداختن


کلمات مرتبط

  • چامین
  • چاویدن
  • چاپیدن
  • چاییدن
  • چمیدن
  • دهن چاییدن
  • چاهیدن
  • چاشیدَن
  • چاییدَن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات