کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه نیکو-خو | کلماتور
معنی کلمه : نیکو خو
تلفظ بین المللی :
/nˈikuː xˈuː/
تلفظ :
[n'iku: x'u:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
نیکو خو ی
نیکو خواهی
نیکو خورش
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
نیک خو
نکو خو
نیک خواهی
نیک خواه
هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
نیکوخو. ( ص مرکب ) نیک خو. نکوخو. ملایم. که تندخو و سرکش نیست : دلاورترین اسبان کمیت است... و بانیروتر و نیکوخوتر خنگ. ( نوروزنامه ).
کلمات مرتبط
نیکو خو ی
نیکو خواهی
نیکو خورش
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می سترد
نیک خو
نکو خو
نیک خواهی
نیک خواه
هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی
نظرات