نیک اختر. [ اَ ت َ ] ( ص مرکب ) نیک بخت. سعید. ( آنندراج ). بختیار. خوش طالع. باسعادت. ( ناظم الاطباء ). خوشبخت. خوش اقبال : چنان شهریاری خداوند تخت جهاندار نیک اختر و نیک بخت.فردوسی.چنین داد پاسخ بدو رهنمای که ای شاه نیک اختر پاک رای.فردوسی.چنین گفت با نامور دختران که ای ماه رویان نیک اختران.فردوسی.این هم از بخت بلند است و هم از اختر نیک شاد باش ای ملک نیک خوی نیک اختر.فرخی.عزمش چو عزم و حجت پیغم...
فرهنگ عمید
نیک بخت، خوشبخت، خوش طالع، بختیار.
فرهنگ معین
(اَ تَ ) (ص مر. ) خوش طالع ، خوشبخت .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: nik axtar) (در قدیم) دارای ستاره و طالع سعد و (به مجاز) خوشبخت ، سعادتمند .
اسم: نیک اختر (دختر) (فارسی) (تلفظ: n.-akhtar) (فارسی: نيکاختر) (انگلیسی: nik-akhtar) معنی: نیک بخت، خوشبخت، خوش طالع، ( در قدیم ) دارای ستاره و طالع سعد، سعادتمند، دارای ستاره و طالع خوب و خوش