Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : نام

تلفظ بین المللی : /nˈɑm/ تلفظ :‌ [n'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • نام آوا
  • نام اندوز
  • نام اور
  • نام اوردن
  • نام اوری
  • نام بخش
  • نام بخشنده
  • نام بخشی
  • نام بخشیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

نام . [ نام م ] (ع ص ) اسم فاعل از نَم ّ. سخن چین . ج ، نُمّام . (از اقرب الموارد).

نام . [ مِن ْ ] (ع ص ) نما المال نموا، زاد و کثر، فهو نام . نماالانسان ، سمن ، فهو نام . (معجم متن اللغة). رجوع به نامی شود.

نام. ( اِ ) لفظی که بدان کسی یا چیزی را بخوانند. اسم. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) ( از فرهنگ نظام ). اسم عل...

فرهنگ عمید

۱. کلمه‌ای که کسی یا چیزی به آن نامیده و خوانده شود؛ اسم.
۲. آبرو؛ افتخار.
۳. (بن مضارعِ نامیدن) = نامیدن
⟨ نام خانوادگی: نامی مشترک میان اعضای خانوادۀ پدری؛ فامیلی؛ شهرت.

۱. کلمه ای که کسی یا چیزی به آن نامیده و خوانده شود، اسم.۲. آبرو، افتخار.۳. (بن مضارعِ نامیدن ) = نامیدن* نام خانوادگی: نامی مشترک میان اعضای خانوادۀ پدری، فامیلی، شهرت....

فرهنگ معین

[ په . ] (اِ. ) ۱ - اسم ، لفظی که برای نامیدن کسی یا چیزی به کار می رود. ۲ - شهرت ، آوازه (خوب ). مق ننگ . ۳ - کلمه ، لفظ . ۴ - صورت ظاهر. ۵ - نشان ، اثر.

فرهنگ فارسی

اسم، کلمهای که کسی یاچیزی به آن نامیده شود(اسم ) ۱ - لفظی که بدان چیزی یاشخصی را بخواننداسم :[ به مرو مردی بود از عرب نام اوعبدالله بن عمر...] ۲ - لفظ کلمه : [ هردونام بمعنی متقارب اند[ عفو] محواست و[ غفر] تعطیه .۳ - شهرت آوازه ( خوب ) مقابل ننگ : نام نیک ارطلبد از تو غریبی چه شود? تویی امروز درین شهر که نامی داری ? ( حافظ ) یانام وبانگ .شهرت و آوازه :[ گفت :ای پهلوان . بنام وبانگ دره بغرای آمدم ا...

دانشنامه عمومی

نام کلمه یا اصطلاحی است برای شناسایی هرچیزی و لزوماً برای یک شی واحد نیست و ممکن است به هویت و شناسایی دسته ای از اشیاء اشاره داشته باشد.در زبان فارسی درحقیقت به اسم خاص دستور (شخص، حیوان و شی منحصربفرد) نام نیز گفته می شود. (اصفهان=نام شهر). نام بیشتر به اسم خاص اشخاص (کوروش بزرگ=نام یک پادشاه) گفته می شود. اما به اسامی خاص دیگر (خلیج فارس=نام یک آبراهه) و … نیز نام گفته می شود. گاه نام به اسم عا...

مترادف و متضاد

کلمه

اسم، عنوان، کنیه، لقب

آوازه، اعتبار، شهرت ≠ ننگ

۱. آوازه، اعتبار، شهرت
۲. اسم، عنوان، کنیه، لقب
۳. کلمه ≠ ننگ

title (اسم)لقب، عنوان، کنیه، اسم، نام، سرصفحه، برنامه، مقام، استحقاق، حق، صفحه عنوان کتاب، عنوان قبل از اسم شخصappellation (اسم)لقب، وجه تسمیه، اسم، نامگذاری، نامfame (اسم)اوازه، سابقه، نام، شهرت، سر بلندی، معروفیتname (اسم)اسم، نام، خوشنامی، اب رو،...

کلمات مرتبط

  • نام آوا
  • نام اندوز
  • نام اور
  • نام اوردن
  • نام اوری
  • نام بخش
  • نام بخشنده
  • نام بخشی
  • نام بخشیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات