( نام آور ) نام آور. [ وَ ] ( نف مرکب ) ( از: نام + آور، آورنده ). ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). خداوند نام و آوازه را گویند چه در نیکی و چه در بدی. ( برهان قاطع ). خداوند نام و آوازه. نماور. نام دار. نامبرده. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). کسی که از جهت دلیری یا علم یا صنعت مشهور شده باشد. ( فرهنگ نظام ). مشهور. معروف. نامدار. مشهور به سرافرازی. ( از ناظم الاطباء ). نامبردار. بنام. بانام. نامی. اسمی. ...
فرهنگ عمید
( نام آور ) دارای نام و آوازه، معروف، مشهور، نامدار.
فرهنگ معین
( نام آور ) (وَ ) (ص مر. ) مشهور، معروف .
فرهنگ فارسی
( نام آور ) ( صفت ) ۱ - مشهورمعروف خداوند نام : یکی نامداری که بانام وی شدستند بی نام نام آوران . ( منوچهری ) ۲ - پهلوان نامی جنگجوی مشهور: مگر برتو نام آوری حمله کرد نیاوردی از ضعف تاب نبرد? ( سعدی ) معروف، مشهور، نامدار، دارای نام و آوازه
دانشنامه عمومی
ناماور، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فیروزکوه در استان تهران ایران است. این روستا در ۸ کیلومتری شهر فیروزکوه قرار گرفته و مردمش از تات زبانان شهرستان فیروزکوه هستند.این روستا در دهستان شهرآباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۷۴ نفر (۷۶خانوار) بوده است.wiki: نام اور...