کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منزجر-شدن | کلماتور
معانی کلمه : منزجر شدن
تلفظ بین المللی :
/monzˈadʒer ʃˈodan/
تلفظ :
[monz'adZeR S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
منزجر شدن از
منجر شدن
منفجر شدن
منجر شدن به
منفجر شدن قبل از موقع
متحجر شدن
منزجر
منزجر بودن
منزجر کردن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - باز ایستادن سر باززدن : [ بدین مواعظ منزجرنشد و بدین تنبیهات مرتدع نگشت . ] ( جهانگشای جوینی ۲ ) ۱٠۳:۲ - بیزار شدن متنفر گشتن .
مترادف و متضاد
بیزارشدن، دلزده شدن، متنفر شدن، نفور گشتن
کلمات مرتبط
منزجر شدن از
منجر شدن
منفجر شدن
منجر شدن به
منفجر شدن قبل از موقع
متحجر شدن
منزجر
منزجر بودن
منزجر کردن
نظرات