کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه منجر-شدن | کلماتور
معانی کلمه : منجر شدن
تلفظ بین المللی :
/mˈondʒar ʃˈodan/
تلفظ :
[m'ondZaR S'odan]
پیمایش سریع
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
منجر شدن به
منزجر شدن
منفجر شدن
منکر شدن
منزجر شدن از
منفجر شدن قبل از موقع
منکر ادعایی شدن
بهشتی شدن با نهی از منکر
منجر
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
فرهنگ معین
( ~. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) کشیده شدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - کشیده شدن . ۲ - منتهی شدن : [ این کار شما منجر بنزاع خواهد شد . ]
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
finish (فعل)موقوف کردن، ب انتها رسیدن، تمام کردن، سپری شدن، خاتمه دادن، سپری کردن، ختم کردن، پایان یافتن، تمام شدن، منتهی شدن به، منجر شدن، بپایان رسانیدن، رنگ وروغن زدنresult (فعل)منتج شدن، نتیجه دادن، منجر شدنterminate (فعل)فسخ کردن، محدود کردن، خاتمه دادن، بپایان رساندن، پایان یافتن، منجر شدن، پایان دادن، منقضی کردن...
فرهنگ فارسی ساره
انجام شدن، انجامیدن، فرجامیدن
کلمات مرتبط
منجر شدن به
منزجر شدن
منفجر شدن
منکر شدن
منزجر شدن از
منفجر شدن قبل از موقع
منکر ادعایی شدن
بهشتی شدن با نهی از منکر
منجر
نظرات