معذور داشتن. [ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) عذر پذیرفتن و معاف داشتن و عفو فرمودن. ( ناظم الاطباء ). عذر کسی را پذیرفتن : معذورم دارند که اندوه وغیش است اندوه وغیش من از آن جعد وغیش است .رودکی.چون بر این مشافهه واقف گردد به حکم خرد تمام... دانیم که ما را معذور دارد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 217 ). گفت زندگانی سپاهسالار دراز باد فرمان خداوند نگه باید داشت چون بر این حال بیند معذور دارد و بازگرداند. ( تاریخ ...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - عذر کسی را پذیرفتن . ۲- کسی را از کاری معاف کردن .