کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه مستعیر | کلماتور
معانی کلمه : مستعیر
تلفظ بین المللی :
/mostˈaʔjer/
تلفظ :
[most'a?jeR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
کلمات مرتبط
عرب مستعربه
مستجیر
مستدیر
مستدیره
مستدیری
مستشیر
مستطیر
مستعار
مستعرب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه اسلامی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
مستعیر. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعارة. عاریت خواهنده. ( غیاث ) ( اقرب الموارد ). عاریت خواه. عاریت کننده. بعاریت خواهنده : او چراغ خویش برباید که تاتو بدانی مستعیری ای فتی.مولوی ( مثنوی ).رجوع به استعارة شود.- مستعیرالحُسن ؛ نام مرغی است. ( منتهی الارب ). || منفرد و تنهاشده. ( اقرب الموارد ). || آنچه به خلقت شبیه گورخر باشد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )....
فرهنگ عمید
به عاریت خواهنده، عاریت گیرنده.
فرهنگ معین
(مُ تَ ) [ ع . ] (اِفا. ) عاریت خواه ، کسی که چیزی را به عاریت گیرد.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:عاریه
wikijoo:
مستعیر
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنکه چیزی بعاریت گیرد عاریت خواه جمع : مستعیرین .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه]
به عاریه گیرنده و عاریه خواهنده مستعیر گویند.
جابری عربلو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه اسلامی، ص۱۵۹.
wikifeqh:
مستعیر
کلمات مرتبط
عرب مستعربه
مستجیر
مستدیر
مستدیره
مستدیری
مستشیر
مستطیر
مستعار
مستعرب
نظرات