کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : مستدیری
تلفظ بین المللی :
/mˌostadˈiri/
تلفظ :
[m,ostad'iRi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
مستدیر
مستدیره
حرکت مستدیر
حرکت مستدیره
مستدیرات
زیرساخت مدیریت حق ویژه
زیرساخت مدیریت کلید
سامانۀ اطلاعات مدیریت پروژه
سامانۀ مدیریت استفادۀ خاص فضای پرواز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
مستدیری. [ م ُ ت َ ] ( حامص ) مستدیر بودن. مدور بودن. گرد بودن. رجوع به مستدیر و استدارة شود : آسمان شکل سده رفیع او را دعا گفت. شکل کری و مستدیری یافت. ( سندبادنامه ص 12 ).
فرهنگ فارسی
مدور بودن
کلمات مرتبط
مستدیر
مستدیره
حرکت مستدیر
حرکت مستدیره
مستدیرات
زیرساخت مدیریت حق ویژه
زیرساخت مدیریت کلید
سامانۀ اطلاعات مدیریت پروژه
سامانۀ مدیریت استفادۀ خاص فضای پرواز
نظرات