مزوق . [ م ُ زَوْ وِ ](ع ص ) آراینده و درست کننده ٔ سخن و کتاب . (منتهی الارب ). آراینده . (دهار). نگارنده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || نقاش . (دهار). || مُذَهِّب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : ادریس و جم مهندس ، موسی و خضر بنا روح و فلک مزوق ، نوح و ملک دروگر.
خاقانی .
مزوق . [ م ُ زَوْ وَ ] (...
فرهنگ عمید
نقاش؛ نگارنده.
آراسته و زینتکردهشده.
آراسته و زینت کرده شده. نقاش، نگارنده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - مزیق نقاشی : ادریس و جم مهندس موسی و خضر بنا روح و فلک مزوق و نوح و ملک دروگر . ( خاقانی ) ۲ - راست کرده شده . آراینده و درست کننده سخن و کتاب