Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : مرصع

تلفظ بین المللی : /morˈassaʔ/ تلفظ :‌ [moR'assa?]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • مرصع خوانی
  • مرصع زبان
  • مرصع کار
  • مرصع کاری
  • مرصع کردن
  • مرصع خانم
  • مرصع پلو
  • ساز عالی مرصع
  • سجع مرصع
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

مرصع. [ م ُ ص ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر ارصاع . رجوع به ارصاع شود. || خرمابن بچه دار. ج ، مراصع. (منتهی الارب ). نخل که آن را «رصع» باشد.ج ، مراصیع. (از اقرب الموارد). و رجوع به رصع شود.

مرصع. [ م ُ رَص ْ ص ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از ترصیع. منظم کننده و ترتیب دهنده . (ناظم الاطباء). ترصیعکننده . جواهر درنشاننده . آن که در تاج و جز آن دُرّ و جواهرات و سنگها...

فرهنگ عمید

۱. چیزی که در آن جواهر نشانده باشند، جواهر نشان، گوهرنشان.
۲. (ادبی ) ویژگی شعری که دارای آرایۀ ترصیع باشد.

فرهنگ معین

(مُ رَ صَّ ) [ ع . ] (اِمف . ) جواهرنشان ، به جواهر آراسته .

دانشنامه آزاد فارسی

مُرَصَّع(در موسیقی و نیز در لغت به معنای جواهرنشان) در موسیقی به آواز یا آهنگی می گویند که با تحریر و نت زینت آرایش شده باشد. قول مُرَصّع، یکی از هفده لحن موزون، برخلاف قول که براساس شعر عربی است، این لحن بر شعر عربی و پارسی استوار بوده است. مرصع خوانی به شیوه ای از خوانندگی گفته می شود که انتخاب شعر و آهنگ و شرایط مکانی و زمانی اجرا با هم هماهنگی داشته باشند؛ مثلاً در موسم بهار شعری با تناسب موقع...

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان ایجرود بخش مرکزی شهرستان زنجان . دارای ۵۱٠ تن سکنه . محصول : غلات میوه عسل .جواهرنشان، چیزی که در آن جواهرنشانده باشند( اسم ) ۱- آنچه که در آن جواهر نشانده باشند در زر و جواهر گرفته جواهرنشان گوهر نشان : اندر ترتیب سلاحهای مرصع در بارگاه . ۲ - شعری که صنعت ترصیع در آن باشد . ۳ - قلمی ( شعبهای ) از خط عربی که از قلم طومار استخراج شده .منظم کننده و تربیت کننده...

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۶°۳۶′۳۳″شمالی ۴۸°۰۱′۱۵″شرقی / ۳۶٫۶۰۹۲۱°شمالی ۴۸٫۰۲۰۷۲°شرقی / 36.60921; 48.02072مرصع (زنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است.این روستا در دهستان بوغداکندی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۲۳ نفر (۱۲۶خانوار) بوده است.wiki: مرصع...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: morassae) (عربی) آنچه با جواهر تزئین شده باشد ، جواهر نشان ؛ (در ادبیات) ویژگی شعری که آرایه‌ی ترصیع در آن به‌کار رفته باشد ؛ (در خوش‌نویسی) یکی از انواع خطوط عربی .

اسم: مرصع (دختر) (عربی) (تلفظ: morassae) (فارسی: مرَصع) (انگلیسی: morassae) معنی: آراسته، گوهرنشان، جواهرنشان، آنچه با جواهر تزئین شده باشد، ( در ادبیات ) ویژگی شعری که آرایه ی ترصیع در آن به کار رفته باشد، ( در خوش نویس...

مترادف و متضاد

آراسته، جواهرنشان، زرنشان، گوهرنشان

carbuncled (صفت)
مزین به یاقوت قرمز، مرصع، دمل دار

کلمات مرتبط

  • مرصع خوانی
  • مرصع زبان
  • مرصع کار
  • مرصع کاری
  • مرصع کردن
  • مرصع خانم
  • مرصع پلو
  • ساز عالی مرصع
  • سجع مرصع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات