کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه محط-کردن | کلماتور
معانی کلمه : محط کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈaht kˈardan/
تلفظ :
[m'aht k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
محل کردن
محو کردن
محیط کردن
تعیین محل کردن
ضایع یا محو کردن
محاط کردن
محک کردن
منحط کردن
ترک کردن محل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
محط کردن. [ م َ ح َطط ک َ دَ ] ( مص مرکب ) توقف در یک نُوت. ( بجای محط کردن به اصطلاح جدید میگویند فرود نمودن ) ( تعلیقات بهجت الروح ص 131 ) : اول اگر از نغمه اول سه گاه آغاز کنند و بر عراق و مخالف رفته باز در سه گاه محط کنند... ( بهجت الروح ص 54 ).
فرهنگ فارسی
توقف در یک نوت
کلمات مرتبط
محل کردن
محو کردن
محیط کردن
تعیین محل کردن
ضایع یا محو کردن
محاط کردن
محک کردن
منحط کردن
ترک کردن محل
نظرات