کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه محاط-کردن | کلماتور
معنی کلمه : محاط کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈohɑt kˈardan/
تلفظ :
[m'ohAt k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
محط کردن
محیط کردن
محاط
محاط در خشکی
محاط دریا
کشور محاط
دیرین زیست محیط
روش مخاط دهانۀ رحم
زاویه محاطی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
embed (فعل)جا دادن، خواباندن، محاط کردن، دور گرفتن، فرو کردن، نشاندن، جاسازی کردن، در درون کار کردنbelay (فعل)پوشاندن، اماده کردن، محاط کردن، وسیله پیچیدنinscribe (فعل)محاط کردن، نوشتن، نقش کردن، ثبت کردن، حکاکی کردن، حجاری کردن روی سطوح و ستونهاimbed (فعل)جا دادن، خواباندن، محاط کردن، دور گرفتن، فرو کردن، نشاندن، در درون کار کردن...
کلمات مرتبط
محط کردن
محیط کردن
محاط
محاط در خشکی
محاط دریا
کشور محاط
دیرین زیست محیط
روش مخاط دهانۀ رحم
زاویه محاطی
نظرات