کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه محک-کردن | کلماتور
معنی کلمه : محک کردن
تلفظ بین المللی :
/mˈahak kˈardan/
تلفظ :
[m'ahak k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کار محکم کردن
محط کردن
محل کردن
محو کردن
محکم کردن
محکم کمانی کردن
استوار یا محکم کردن
با تنگ محکم کردن
با تیر یا دیرک محکم کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
try
(فعل)
جدا کردن، کوشش کردن، ازمودن، سر و دست شکسن، تلاش کردن، کوشیدن، سعی کردن، تجربه کردن، محاکمه کردن، محک کردن
کلمات مرتبط
کار محکم کردن
محط کردن
محل کردن
محو کردن
محکم کردن
محکم کمانی کردن
استوار یا محکم کردن
با تنگ محکم کردن
با تیر یا دیرک محکم کردن
نظرات