کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه متصاعد-کردن | کلماتور
معانی کلمه : متصاعد کردن
تلفظ بین المللی :
/mˌotesˈɑʔed kˈardan/
تلفظ :
[m,otes'A?ed k'aRdan]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
متقاعد کردن
متصاعد
متصاعد شدن
خانه خورشید متصاعد
متباعد
متقاعد
متقاعد شدن
مصاعد
شخص متقاعد نشدنی
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
متصاعد
مترادف و متضاد
ساطع کردن
ایجاد کردن
۱. ایجاد کردن
۲. ساطع کردن
sublimate
(فعل)
پاک کردن، تصفیه کردن، بالا بردن، متعال کردن، تصعید کردن، متصاعد کردن
کلمات مرتبط
متقاعد کردن
متصاعد
متصاعد شدن
خانه خورشید متصاعد
متباعد
متقاعد
متقاعد شدن
مصاعد
شخص متقاعد نشدنی
نظرات