کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : مبوش
تلفظ بین المللی :
/mˈabvaʃ/
تلفظ :
[m'abvaS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
المبوش
شاه موشان
عشره مبشره
کور موش
گوش موش
گله موش
مباشر
مباشر خط
مباشرت
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
مبوش. [ م ُ ب َوْ وِ ] ( ع ص ) درهم آمیخته. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). در هم آمیخته شده و مخلوط شده. ( ناظم الاطباء ).
کلمات مرتبط
المبوش
شاه موشان
عشره مبشره
کور موش
گوش موش
گله موش
مباشر
مباشر خط
مباشرت
نظرات