مدیروعامل کاری، کارپرداز، کارگزار
( اسم ) ۱ - عامل پیشکار کارپرداز . ۲ - متصدی اداره : از نزد یوسف جلیل که داروغ. آنجا بود با غیاث الدین سالار سمنانی که بضبط اموال آنجا رفته بود و مباشران اشغال دیوان آن جانب رسیدند . ۳ - کسی که بهر. مالکانه را وصول میکند . ۴ - جماع کننده . ۵ - نوازنده ساز زن جمع : مباشرین .