کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه قال-کردن | کلماتور
معانی کلمه : قال کردن
تلفظ بین المللی :
/q1ˈɑl kˈardan/
تلفظ :
[q1'Al k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قال چاق کردن
قیل و قال کردن
قِم قال کِردن
قاب کردن
قالب تهی کردن
قالب کردن
قالب گیری کردن
قاپ کردن
قاچ کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
قال کردن. [ ک َدَ ] ( مص مرکب ) گفتگو کردن. گپ زدن. همهمه نمودن. حرف زدن. || نغمه خواندن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - گفتگو کردن گپ زدن ۲ - همهمه کردن هیاهو کردن ۳ - نغمه خواندن .
مترادف و متضاد
smelt
(فعل)
گداختن، گداخته شدن، قال کردن
کلمات مرتبط
قال چاق کردن
قیل و قال کردن
قِم قال کِردن
قاب کردن
قالب تهی کردن
قالب کردن
قالب گیری کردن
قاپ کردن
قاچ کردن
نظرات