کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فروآرمیدن | کلماتور
معنی کلمه : فروآرمیدن
تلفظ بین المللی :
/farvˈɑramˌidan/
تلفظ :
[faRv'ARam,idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
فرو ارمیدن
فروآرامیدن
فرودآرمیدن
فراواریدن
فرغاریدن
فروآمدن
فروباریدن
فرارسیدن
فرجامیدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
فروآرمیدن .
[ ف ُ رَ دَ ] (مص مرکب ) فروآرامیدن . آرام گرفتن . ساکت شدن
:
برادر چو آوازخواهر شنید
ز گفتار و پاسخ فروآرمید.
فردوسی .
چو دانشگر این قولها بشنود
پس آنگه زمانی فروآرمد.
طیان .
کلمات مرتبط
فرو ارمیدن
فروآرامیدن
فرودآرمیدن
فراواریدن
فرغاریدن
فروآمدن
فروباریدن
فرارسیدن
فرجامیدن
نظرات