کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فرستادنی | کلماتور
معانی کلمه : فرستادنی
تلفظ بین المللی :
/farstˈɑdanˌi/
تلفظ :
[faRst'Adan,i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نا فرستادنی
رحمت فرستادن
رسول فرستادن
صلت فرستادن
صلوات فرستادن
فرستادن
فرستادن هرزنامه
فرستادگی
فرو فرستادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
فرستادنی. [ ف ِ رِ دَ ] ( ص لیاقت ) آنچه فرستاده شود یا لایق فرستادن بود یا کسی ملزم به فرستادن آن باشد. ( یادداشت به خط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
آن چه فرستاده شود یا لایق فرستادن بود یا کسی ملزم به فرستادن آن باشد .
مترادف و متضاد
transmissible
(صفت)
قابل انتقال، ساری، مسری، انتقال پذیر، قابل سرایت، فرافرستادنی، فرستادنی
کلمات مرتبط
نا فرستادنی
رحمت فرستادن
رسول فرستادن
صلت فرستادن
صلوات فرستادن
فرستادن
فرستادن هرزنامه
فرستادگی
فرو فرستادن
نظرات