( غانماً ) غانماً. [ ن ِ مَن ْ ] ( ع ق ) در آن حالت که غنیمت دارنده باشد. ( غیاث ) : خواجه احمد عبدالصمد دررسید غانماً ظافراً. ( تاریخ بیهقی ).- سالماً غانماً ؛ یعنی قرین با سلامت و غنیمت. مؤلف حبیب السیر آرد: و در سنه ثلاث و خمسین و ستمائه از والی اردة قتلق خان مخالفت گونه ای فهم کرد ملک بکتم به استیصال او مأمور گشت و در حدود وان بین الجانبین آتش جنگ اشتعال یافته ملک بکتم به ملک عدم شتافت و سلط...