Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سالما غانما

تلفظ بین المللی : /sˈɑlmˈɑ q1ˈɑnamˌɑ/ تلفظ :‌ [s'Alm'A q1'Anam,A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سالماً غانماً
  • سانما
  • سانما اکاشیا
  • سالما
  • سالماً
  • رأی سالم
  • شاخص سالم خوردن
  • سالا
  • سالتا
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( سالماً غانماً ) سالماً غانماً. [ ل ِ مَن ْ ن ِ مَن ْ ] ( ع ق مرکب ) در آن حال که سلامت باشد و غنیمت آرنده بود. ( غیاث ) ( آنندراج ) : و سالماً غانماً تا نزدیک یاران آمد. ( ترجمه اعثم کوفی ص 81 ). سالماً غانماً با دارالملک غزنه آمد. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

فرهنگ فارسی

در آن حال که سلامت باشند و غنیمت آرنده

کلمات مرتبط

  • سالماً غانماً
  • سانما
  • سانما اکاشیا
  • سالما
  • سالماً
  • رأی سالم
  • شاخص سالم خوردن
  • سالا
  • سالتا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات