کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه طمع-امدن | کلماتور
معانی کلمه : طمع امدن
تلفظ بین المللی :
/tˈamaʔ ˈaːmdan/
تلفظ :
[t'ama? 'a:mdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
طمع آمدن
طمع
طمع افتادن
طمع افکندن
طمع برداشتن
طمع بردن
طمع بریدن
طمع بستن
طمع خام
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( طمع آمدن )
طمع آمدن. [ طَ م َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) طمع کردن. طمع بستن. آزمند گردیدن : امیر را بر وی طمع آمد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 364 ).
فرهنگ فارسی
( طمع آمدن )
( مصدر ) ۱ - حرص ورزیدن آزمند گردیدن . ۲ - امید بستن .
کلمات مرتبط
طمع آمدن
طمع
طمع افتادن
طمع افکندن
طمع برداشتن
طمع بردن
طمع بریدن
طمع بستن
طمع خام
نظرات