کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : صفر گذاردن
تلفظ بین المللی :
/sˈefr ɡˌozɑrˈadan/
تلفظ :
[s'efR g,ozAR'adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
صفر
صفر بیگی
صفر مطلق
صفر کردن
صفر وند
صفر 4321
صفر ابدی
صفر ایرانپاک
صفر به توان صفر
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
cipher
(فعل)
حساب کردن، سری کردن، صفر گذاردن، برمز دراوردن
کلمات مرتبط
صفر
صفر بیگی
صفر مطلق
صفر کردن
صفر وند
صفر 4321
صفر ابدی
صفر ایرانپاک
صفر به توان صفر
نظرات