معانی کلمه : صفر مطلق
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دمایی که در آن فرض بر این است که حرکت مولکولی از میان میرود و جسم دارای انرژی گرمایی نیست
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{absolute zero} [شیمی، فیزیک] دمایی که در آن فرض بر این است که حرکت مولکولی از میان می رود و جسم دارای انرژی گرمایی نیست
