کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سهاد | کلماتور
معانی کلمه : سهاد
تلفظ بین المللی :
/sahˈɑd/
تلفظ :
[sah'Ad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
کلمات مرتبط
رستم کلاته سادات
روکش کاری ساده
زاویه ٔ سادات
زبانۀ ساده
ساد
سادات
سادات احمدی
سادات بابلکانی
سادات باولی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
فرهنگ اسم ها
لغت نامه دهخدا
سهاد. [ س ُ ] ( ع مص ) بی خوابی. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( نصاب الصبیان ). بی خواب شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). بیداری و درماندگی از خواب. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
بیداری، بی خوابی، کم خوابی.
فرهنگ فارسی
بی خوابی بی خواب شدن
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: sohād) (عربی) (در قدیم) بیداری ، شب زنده داری .
اسم:
سهاد (دختر) (عربی) (تلفظ: sohād) (فارسی: سهاد) (انگلیسی: sohad)
معنی:
بیداری، شب زنده داری
کلمات مرتبط
رستم کلاته سادات
روکش کاری ساده
زاویه ٔ سادات
زبانۀ ساده
ساد
سادات
سادات احمدی
سادات بابلکانی
سادات باولی
نظرات