Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ستیخ گوش

تلفظ بین المللی : /sˈatix ɡˈuːʃ/ تلفظ :‌ [s'atix g'u:S]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ستیخ
  • ستیخ کردن
  • ستاخ
  • ستخ
  • ستی
  • ستی زرین
  • ستی فاطمه
  • ستیا
  • ستیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ستیخ گوش. [ س ِ] ( ص مرکب ) گوش راست کرده. ( ناظم الاطباء ). گوش تیز کرده : ظبی مصمغ، آهوی ستیخ گوش. ( منتهی الارب ). || کسی که مواظب گوش دادن بود. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

گوش راست کرده . گوش تیز کرده

کلمات مرتبط

  • ستیخ
  • ستیخ کردن
  • ستاخ
  • ستخ
  • ستی
  • ستی زرین
  • ستی فاطمه
  • ستیا
  • ستیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات