کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دماغ-سوخته | کلماتور
معانی کلمه : دماغ سوخته
تلفظ بین المللی :
/damˈɑq1 sˈuxteː/
تلفظ :
[dam'Aq1 s'uxte:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دماغ سوخته ها
دماغ سوختن
دماغ سوختگی
دماغسوخته
داغ بر دست سوختن
داغ سوختن
داغ ساختن
دماغ
دماغ گرفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دماغ سوخته. [ دَ /دِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) که بینی اش سوخته باشد. || کنایه است از شکست خورده و ناکام : دماغ سوخته شدن ؛ ناکام شدن و شکست خوردن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
که بینی اش سوخته باشد .
کلمات مرتبط
دماغ سوخته ها
دماغ سوختن
دماغ سوختگی
دماغسوخته
داغ بر دست سوختن
داغ سوختن
داغ ساختن
دماغ
دماغ گرفتن
نظرات