کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دراز-قامت | کلماتور
معانی کلمه : دراز قامت
تلفظ بین المللی :
/dˈerɑz q1ˈɑmat/
تلفظ :
[d'eRAz q1'Amat]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
نخستین قسمت درام قدیم رومی
درازقامت
دراز
دِراز
دراز سر
دراز شدن
دراز شدنی
دراز شدگی
دراز عمر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
درازقامت. [ دِ م َ ] ( ص مرکب ) که قامتی دراز دارد. طویل القامه. بلندبالا. اءَمطی . عِلیان.قِیاق. هِرطال. ( منتهی الارب ) : مردی بود درازقامت. ( مجمل التواریخ و القصص ). عَنطَبول ؛ زن درازقامت درشت. لَهیف ؛ درازقامت درشت. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
که قامتی دراز دارد
کلمات مرتبط
نخستین قسمت درام قدیم رومی
درازقامت
دراز
دِراز
دراز سر
دراز شدن
دراز شدنی
دراز شدگی
دراز عمر
نظرات