کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دراز-شدن | کلماتور
معانی کلمه : دراز شدن
تلفظ بین المللی :
/dˈerɑz ʃˈodan/
تلفظ :
[d'eRAz S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
زبان دراز شدن
دراز و باریک شدن
دراز شدنی
درازدنب
درازدنبال
درازدندان
درازشده
درازشدگی
دراز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
دراز شدن. [ دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) یازیدن. طول پیدا کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). امتداد یافتن. کشیده شدن. اِستطالة. ( دهار ). اِمِّتار. اَمتداد.اِنسراب. تَطاول. تَمَتّی. تَمَطّی. صَلهبة. ( منتهی الارب ). طِوال. ( دهار ). طول. ( تاج المصادر بیهقی ).- دراز شدن دست به چیزی ؛ تسلط یافتن بر آن :شده بر بدی دست دیوان درازز نیکی نبودی سخن جز به راز.فردوسی.اًهواء؛ دراز و بلند شدن دست بسوی چیزی. ( از منت...
فرهنگ فارسی
یازیدن
مترادف و متضاد
lengthen
(فعل)
کشیدن، دراز کردن، طولانی کردن، دراز شدن
واژه نامه بختیاریکا
وِلِنگَر آویدِن
کلمات مرتبط
زبان دراز شدن
دراز و باریک شدن
دراز شدنی
درازدنب
درازدنبال
درازدندان
درازشده
درازشدگی
دراز
نظرات