دراز. [ ] (اِخ ) قریه ای است به بحرین . (یادداشت مرحوم دهخدا).
بلند؛ کشیده.
〈 دراز کشیدن: (مصدر لازم) به پشت روی زمین خوابیدن و پاها را درازکردن؛ خوابیدن بر روی زمین یا بستر برای استراحت.
تکیه ای: derâz
طاری: derâz
طامه ای: derâz
طرقی: dörâz
کشه ای: derâz
نطنزی: derâz
کشیده، ممتد
طولانی، متمادی، مدید
بلندقامت، بلند، دیلاق، سروقامت، طویل ≠ کوتاه
۱. بلندقامت، بلند، دیلاق، سروقامت، طویل
۲. طولانی، متمادی، مدید
۳. کشیده، ممتد ≠ کوتاه