کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خبط-کردن | کلماتور
معانی کلمه : خبط کردن
تلفظ بین المللی :
/xˈabt kˈardan/
تلفظ :
[x'abt k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با چوب خط حساب کردن
از خط خارج کردن
بوسیله خط دارای فاصله کردن
خبر کشی کردن
خط خط کردن
خط خطی کردن
خط دار کردن
خط سیر را منحرف کردن
خلط کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خبط کردن. [ خ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اشتباه کردن. براه غلط رفتن. بر اشتباه رفتن. بخطا افتادن. از راه مستقیم منحرف شدن. بناصواب رفتن .
فرهنگ فارسی
اشتباه کردن براه غلط رفتن
مترادف و متضاد
mistake
(فعل)
اشتباه کردن، سهو کردن، خطا کردن، خبط کردن، درست نفهمیدن
fluff
(فعل)
باد کردن، اشتباه کردن، نرم کردن، کرکدار شدن، خبط کردن
کلمات مرتبط
با چوب خط حساب کردن
از خط خارج کردن
بوسیله خط دارای فاصله کردن
خبر کشی کردن
خط خط کردن
خط خطی کردن
خط دار کردن
خط سیر را منحرف کردن
خلط کردن
نظرات