کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خام-ابله | کلماتور
معانی کلمه : خام ابله
تلفظ بین المللی :
/xˈɑm ˈablah/
تلفظ :
[x'Am 'ablah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خام
خام دست و بی اطلاع
خام دستانه
خام دستی
خام شدن
خام کردن
خام و پخته
خام درایی
خام دست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خام ابله. [ اَ ل َه ْ ] ( ص مرکب ) ابله خام. آنکه کارها از روی بیخردی کند. آنکه خیالات واهی در سر پرورد. احمق. ناپخته :
محال اندیش و خام ابله بودهر کین سخن گوید
نباید بود مردم را محال اندیش و خام ابله.
فرخی.
فرهنگ فارسی
ابله خام آنکه کارها از روی بیخردی کند
کلمات مرتبط
خام
خام دست و بی اطلاع
خام دستانه
خام دستی
خام شدن
خام کردن
خام و پخته
خام درایی
خام دست
نظرات