کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حساب-بردن | کلماتور
معانی کلمه : حساب بردن
تلفظ بین المللی :
/hˈesɑb bˈordan/
تلفظ :
[h'esAb b'oRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حساب برانداختن
حساب
حساب امتیازات
حساب بدهی
حساب جامعه و فاضله
حساب خرج
حساب درامد و خرج
حساب دیفزانسیل و انتگرال
حساب را واریز کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حساب بردن. [ ح ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) هراس داشتن از... از فرمان کسی سرپیچی نکردن و نتوانستن. رعب داشتن از... ملاحظه کردن از... :
ناظم مدد ز سلسله آه جو که باز
چرخ ار برد حساب ازین دودمان برد.
ناظم تبریزی ( از ارمغان آصفی ).
فرهنگ معین
( ~. بُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل . ) (عا. ) ترسیدن ، ترس داشتن .
فرهنگ فارسی
ترسیدن
هراس داشتن از
کلمات مرتبط
حساب برانداختن
حساب
حساب امتیازات
حساب بدهی
حساب جامعه و فاضله
حساب خرج
حساب درامد و خرج
حساب دیفزانسیل و انتگرال
حساب را واریز کردن
نظرات