Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حساب

تلفظ بین المللی : /hˈesɑb/ تلفظ :‌ [h'esAb]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب
  • حساب امتیازات
  • حساب بدهی
  • حساب جامعه و فاضله
  • حساب خرج
  • حساب درامد و خرج
  • حساب دیفزانسیل و انتگرال
  • حساب را واریز کردن
  • حساب رقومی
  • حساب ریز
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی سارهفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

حساب . [ ح ِ ] (اِخ ) چشمه ٔ... رجوع به چشمه ٔ حساب شود.

حساب . [ ح َس ْ سا ] (ع ص ، اِ)شمارگر. (مهذب الاسماء). محاسب . شمارگر. (سمعانی ).

حساب . [ ح ُس ْ سا ] (ع ص ، اِ) ج ِ حاسب : بر دست او حملی روان کرد که اقلام کتاب و افهام حساب از حد و حصر آن قاصر آید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). در اعداد کتاب و حساب منتظم بودند. ...

فرهنگ عمید

۱. شمردن؛ شماره کردن.
۲. (اسم) شماره؛ اندازه.
۳. (اسم) (ریاضی) علمی که دربارۀ اعداد، ارقام، و قواعد حسابداری بحث می‌کند.
⟨ حساب‌ جُمَّل (ابجد): حساب حروف هجا که مجموع آن‌ها در هشت کلمۀ مصنوعی ابجد گنجانده شده و برای ساختن ماده‌تاریخ در شعر به کار می‌رود. ابجد

۱. شمردن، شماره کردن.۲. (اسم ) شماره، اندازه.۳. (اسم ) (ریاضی ) علمی که دربارۀ اعداد، ارقام، و قواعد حسابداری بحث ...

فرهنگ معین

(حِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) شماره کردن . ۲ - (اِمص . ) شماره ، اندازه . ۳ - (اِ. ) دانش ریاضی . ۴ - تخمین ، برآورد. ۵ - بدهی ، قرض . ،~ ِ کار خود را کردن متوجه خطر یا دشواری کار شدن . ،~ ِ کار دست کسی بودن هوشیار بودن .

دانشنامه آزاد فارسی

حساب (arithmetic)شاخه ای از ریاضیات، برای بررسی اعداد، به ویژه اعداد صحیح مثبت، و خصوصیات آن ها. چهار عمل اصلی حساب عبارت اند از جمع، تفریق، ضرب، و تقسیم. به توان رساندن، ریشه گرفتن، درصد گرفتن، و تشکیل کسر و نسبت از این عمل های اصلی مشتق می شوند. اشکالی از حساب ساده در دوران های ماقبل تاریخ به کار می رفته است. در چین، مصر، بابِل، و کلاً در تمدن های اولیه، حساب را برای مقاصد تجاری، محاسبۀ مالیات، ...

فرهنگ فارسی

امکانی در شبکه‌های داخلی یا سامانه‌های عامل چندکاربری که به دلایل حفاظتی و مدیریتی، برحسب توافق، به هر کاربر تخصیص می‌دهند

شمردن، شماره کردن، شماره، اندوه( اسم ) ۱-( مصدر ) شمردن شماره کردن ۲ - ( اسم ) شمارش شمارگیری۳ ٠ - ( اسم ) شماره اندازه شمار ۴ ٠ - هر مکلفی در روز قیامت حاصل اعمال و افعال خود را خواهد دید و خدای متعال را قدرت و توانایی است که در یک لحظه هم. اعمال بندگان را برای آنها آشک...

دانشنامه عمومی

حخس+آب = حساب ، حخساب - هساپ حخس haxs=شمردن count اَحخسته ahaxsta = ناشمرده | a+haxs+ta=نا+شمار+ده پسوند اب/آپ همتای able = شدنی، ساختنی حخس (اوستایی) شمارش - شمردن افتادن خ از واژگان اوستایی در نخسب-نسب-نصب و چخشم-چشم نیز دیده می شود.

حساب قدیمی ترین شاخه ریاضیات است. احتمالاً پیدایش این فن ناشی از نیاز انسان به شمارش اشیا و دارائی ها بوده است.پایه ای ترین عملیات حساب جمع و تفریق و ضرب و تق...

مترادف و متضاد

ریاضی

بدهی، قرض

سیاهه، بیلان

محاسبه، شمردن

اندازه، تعداد، حد، عده

آمار، شمارش، شماره، شمار ≠ انگیزه، سبب، جهت

۱. آمار، شمارش، شماره، شمار ۲. اندازه، تعداد، حد، عده ۳. سیاهه، بیلان ۴. محاسبه، شمردن ۵. ریاضی ۶. بدهی، قرض ≠ طلب، بستانکاری ۷. صورت حساب ۸. تخمین، برآورد ۹. قیامت، رستاخیز ۱۰. دلیل، منطق ۱۱. درست، صحیح ۱۲. انگیزه، سبب، جهت...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی حِسَابِ: حساب - حساب رسیمعنی أَحَسِبَ: آیا حساب کردهمعنی حِسَابُهُ: حساب اومعنی حِسَابِهِم: حساب آنهامعنی أَحْصَاهُ: آن(مذکر) را به حساب آوردمعنی أَحْصَاهَا: آن(مونث) را به حساب آوردمعنی أَحْصَاهُمْ: آنها(مذکر) را به حساب آوردمعنی أَیَحْسَبُ: آیا حساب کرده(گمان کرده)معنی أَیَحْسَبُونَ: آیا حساب کردند(گمان کردند)معنی حِسَابِکَ: حساب تومعنی یُحَاسَبُ: از او حساب کشیده می شودمعنی ﭐ...

فرهنگ فارسی ساره

شمارش، رایشگری، شمارشگر

فرهنگستان زبان و ادب

{account} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] امکانی در شبکه های داخلی یا سامانه های عامل چندکاربری که به دلایل حفاظتی و مدیریتی، برحسب توافق، به هر کاربر تخصیص می دهند

کلمات مرتبط

  • حساب امتیازات
  • حساب بدهی
  • حساب جامعه و فاضله
  • حساب خرج
  • حساب درامد و خرج
  • حساب دیفزانسیل و انتگرال
  • حساب را واریز کردن
  • حساب رقومی
  • حساب ریز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات