کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حساب-برانداختن | کلماتور
معانی کلمه : حساب برانداختن
تلفظ بین المللی :
/hˈesɑb bˌarandˈɑxtan/
تلفظ :
[h'esAb b,aRand'Axtan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حساب
حساب امتیازات
حساب بدهی
حساب جامعه و فاضله
حساب خرج
حساب درامد و خرج
حساب دیفزانسیل و انتگرال
حساب را واریز کردن
حساب رقومی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حساب برانداختن. [ ح ِ ب َ اَ ت َ] ( مص مرکب ) رأی زدن و صواب اندیشیدن :
حسابی که خاقان برانداختی
به فرمان او کار آن ساختی.
نظامی ( از آنندراج ) ( ارمغان آصفی ).
حسابی که باخود برانداختی
چنان نیست بازی غلط باختی.
نظامی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
رای زدن و صواب اندیشیدن
کلمات مرتبط
حساب
حساب امتیازات
حساب بدهی
حساب جامعه و فاضله
حساب خرج
حساب درامد و خرج
حساب دیفزانسیل و انتگرال
حساب را واریز کردن
حساب رقومی
نظرات