کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بد-کیشی | کلماتور
معانی کلمه : بد کیشی
تلفظ بین المللی :
/bˈad kˈiʃi/
تلفظ :
[b'ad k'iSi]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بد کنشی
بدکیشی
بدکنشی
بدکیش
گئورگ فون بیکیشی
بد
بد شماری
بد اخمی کردن
بد اداره کردن
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
۱ - بد دینی بد آیینی بد مذهبی الحاد ۲ - بی رحمی بی عاطفگی .
مترادف و متضاد
impiety
(اسم)
بی ایمانی، بی تقوایی، بد کیشی
irreligion
(اسم)
شرارت، بد کیشی، بی دینی، خدانشناسی، بی حرمتی به مقدسات، ادیان کاذبه و منحرفه، دین دروغی
کلمات مرتبط
بد کنشی
بدکیشی
بدکنشی
بدکیش
گئورگ فون بیکیشی
بد
بد شماری
بد اخمی کردن
بد اداره کردن
نظرات