کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه بد-معاشی | کلماتور
معانی کلمه : بد معاشی
تلفظ بین المللی :
/bˈad maʔˈɑʃi/
تلفظ :
[b'ad ma?'ASi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
بد معاش
بدمعاشی
بدمعاش
بد
بد شماری
بد اخمی کردن
بد اداره کردن
بد استعمال کردن
بد استقبال کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بدمعاشی. [ ب َ م َ ] ( حامص مرکب ) بدگذرانی و بدوضعی. || شرارت و فسق و فجور. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
عمل بد معاش
کلمات مرتبط
بد معاش
بدمعاشی
بدمعاش
بد
بد شماری
بد اخمی کردن
بد اداره کردن
بد استعمال کردن
بد استقبال کردن
نظرات