Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : بد ادایی

تلفظ بین المللی : /bˈad ˈaːdˈɑiː/ تلفظ :‌ [b'ad 'a:d'Ai:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بدادایی
  • بدصدایی
  • بد
  • بد شماری
  • بد اخمی کردن
  • بد اداره کردن
  • بد استعمال کردن
  • بد استقبال کردن
  • بد اصل
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

بدادایی. [ ب َ اَ ] ( حامص مرکب ) عمل بدادا. بدکرداری. بدسلوکی. بدرفتاری. ( ناظم الاطباء ). بدخویی. بدگوشتی. گوشت تلخی. ( از یادداشت مؤلف ) : رعایا که تغار بر ایشان می نوشتند از دست ایشان بجان می رسیدند و مع هذا زیادت تغاری به لشکر نمی رسید و بعضی بسبب بدادایی متصرفان و بعضی بجهت آنکه بوکاولان خدمتی می گرفتند و... ( تاریخ غازانی ص 301 ).

فرهنگ فارسی

عمل بد ادا مقابل خوش ادایی.

کلمات مرتبط

  • بدادایی
  • بدصدایی
  • بد
  • بد شماری
  • بد اخمی کردن
  • بد اداره کردن
  • بد استعمال کردن
  • بد استقبال کردن
  • بد اصل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات