معانی کلمه : بالا
لغت نامه دهخدا
بالا. (اِخ ) نام قصبه ایست در ولایت آنقره و در جنوب غربی آنقره واقع شده است . معادن سنگ مرمر آن ناحیه مشهور است . (از قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
(ص فا. ) ۱ - بالنده ، نمو کننده . ۲ - زبر، فوق . ۳ - بلندی ، ارتفاع . ۴ - طول ، درازا. ۵ - پشته ، تپه . ۶ - قد و قامت . ، ~ بالاها پریدن کنایه از: بسیار جاه طلب بودن .
فرهنگ فارسی
زبر، بلندی، مقابل زیر و پایین قدوقامت، بالا و پست: آسمان و زمین
( اسم ) اسب جنیبت اسب کوتل .
از قرای مرو است
( اسم ) اسب جنیبت اسب کوتل .
از قرای مرو است
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: بالا (پسر) (کردی)
معنی: قیافه ( نگارش کردی
معنی: قیافه ( نگارش کردی
گویش اصفهانی
تکیه ای: bâlâ
طاری: bâlâ
طامه ای: bâlâ
طرقی: bâlâ
کشه ای: bâlâ
نطنزی: bâlâ
مترادف و متضاد
اسم ≠ جو، آسمان
اوج، راس، زبر، سر، صدر، علو، فراز، فوق ≠ مافوق
۱. اوج، راس، زبر، سر، صدر، علو، فراز، فوق ≠ پایین، زیر، فرود
۲. مافوق
۳. قامت، قد، هیکل
۴. بلندا، بلندی
۵. عرشه
۶. بلند، رفیع
۷. والا
۸. صدر
۹. زیاد، گران، بیش از حد معمول
۱۰. برین، عالم علیا
۱۱. میزان، مقدار
۱۲. جو، آسمان
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( فا ) ؛ قد. مثلاً بالا بلند یعنی قد بلند
استفراق
ز بالا بیدِن یعنی ربط داشتن؛ مقصر بودن؛ تضمین داشتن
( ● ) ؛ مغرور
رو؛ رُ؛ ری؛ وا رُ؛ واوالا
استفراق
ز بالا بیدِن یعنی ربط داشتن؛ مقصر بودن؛ تضمین داشتن
( ● ) ؛ مغرور
رو؛ رُ؛ ری؛ وا رُ؛ واوالا
