بالا آمدن . [ م َ دَ ] (مص مرکب ) برشدن . برآمدن . ارتفاع گرفتن . صاعد شدن .- بالا آمدن آب رود یا دریا ؛ مد پیدا کردن آب . طغیان کردن آب . ارتفاع گرفتن و برآمدن آب .- بالا آمدن جان ؛ تعبیری دشنام گونه است مردن و جان دادن یا جان سپردن را.- بالا آمدن ساختمان ؛ به مرحله ٔ پوشش رسیدن آن . برآمدن دیوارهای آن . از زمین برتر شدن پایه های ساختمان .- بالا آمدن شکم ؛ نفخ کردن شکم . باد کردن شکم .- || بمج...
مترادف و متضاد
برآمدن، صعود کردن
باد کردن، برجسته شدن
افزوده شدن، زیاد شدن (سطحآب)
متورم شدن، ورم کردن، آماس کردن
۱. برآمدن، صعود کردن ۲. افزوده شدن، زیاد شدن (سطحآب) ۳. متورم شدن، ورم کردن، آماس کردن ۴. باد کردن، برجسته شدن