کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه انبار-شدن | کلماتور
معانی کلمه : انبار شدن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːnbɑr ʃˈodan/
تلفظ :
['a:nbAR S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
انباز شدن
اباد شدن
آباد شدن
ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار اداب معاشرت
ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار در اداب و سنن
انباردن
انباریدن
انباردنی
بر انباردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
انبار شدن. [ اَم ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) جمع شدن. توده گشتن. روی هم انباشته شدن : مهمات را نبایدگذاشت که انبار شود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 487 ).
فرهنگ فارسی
جمع شدن . توده گشتن . روی هم انباشته شدن .
مترادف و متضاد
backlog
(فعل)
جمع شدن، انبار شدن
کلمات مرتبط
انباز شدن
اباد شدن
آباد شدن
ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار اداب معاشرت
ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار در اداب و سنن
انباردن
انباریدن
انباردنی
بر انباردن
نظرات