کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : اباد شدن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːbˈɑd ʃˈodan/
تلفظ :
['a:b'Ad S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
آباد شدن
از زنجیر ازاد شدن
نرم و ازاد شدن
حاجی اباد شانرش
شان اباد
قنات شان اباد تویسرکان
قنات قدرت ابادشندک تربت حیدریه
آباد
اباد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
( آباد شدن )
آباد شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) عمران پذیرفتن.
فرهنگ فارسی
( آباد شدن )
عمران پذیرفتن
مترادف و متضاد
flourish
(فعل)
نشو و نما کردن، شکفتن، گل کردن، رشد کردن، زینت کاری کردن، برومند شدن، اباد شدن
کلمات مرتبط
آباد شدن
از زنجیر ازاد شدن
نرم و ازاد شدن
حاجی اباد شانرش
شان اباد
قنات شان اباد تویسرکان
قنات قدرت ابادشندک تربت حیدریه
آباد
اباد
نظرات